close
تبلیغات در اینترنت
مناجات نامه
من هرچه دارم ربنا مال خودم نیست هستی من سر تا به پا مال خودم نیست در ملک استیجاری دنیا امیرم شاهم ولیکن مالها مال خودم نیست آنقدر ای مولا تهی دستم که حتی این لفظ من هستم گدا مال خودم نیست این کاسه و رخت گدایی نه فراتر این چشم و گوش و دست و پا مال خودم نیست این گریه ها این ناله ها این استغاثه این حس و حال التجا مال خودم نیست تو روی لبهایم نهادی ذکر یا رب یعنی همین ذکر دعا مال خودم نیست یک عمر در غفلت تو را عصیان نمودم با عضو عضوی که خدا مال خودم نیست در وقت بیماری نشانم دادی ای دوست جانی که دارم…
متن مورد نظر متن مورد نظر متن مورد نظر
ببار حضرت باران که تشنه ی آبم
اینجا محل تبلیغات شماست...
من هرچه دارم ربنا مال خودم نیست
نویسنده حسین محسنات در سه شنبه 17 تير 1393 | نظرات()
من هرچه دارم ربنا مال خودم نیست
هستی من سر تا به پا مال خودم نیست

در ملک استیجاری دنیا امیرم
شاهم ولیکن مالها مال خودم نیست

آنقدر ای مولا تهی دستم که حتی
این لفظ من هستم گدا مال خودم نیست

این کاسه و رخت گدایی نه فراتر
این چشم و گوش و دست و پا مال خودم نیست

این گریه ها این ناله ها این استغاثه
این حس و حال التجا مال خودم نیست

تو روی لبهایم نهادی ذکر یا رب
یعنی همین ذکر دعا مال خودم نیست

یک عمر در غفلت تو را عصیان نمودم
با عضو عضوی که خدا مال خودم نیست

در وقت بیماری نشانم دادی ای دوست
جانی که دارم بی شما مال خودم نیست

جان است با ارزش ترین مالم که آن هم
شد نذر شاه سرجدا مال خودم نیست

این سینه ی تاریک من وقتی نباشد
ایوان صحن کربلا مال خودم نیست

راحت بگویم سر اگر از تن نیفتد
پای سر بر نیزه ها مال خودم نیست

تعداد بازديد : 302
سلام ای رمضان
نویسنده حسین محسنات در دوشنبه 09 تير 1393 | نظرات()
سلام ای رمضان ، باز ورشکسته رسیدم
هزار شکر رسیدم ، اگرچه خسته رسیدم

ببین دو چشم ترم را ، نپرس حال دلم را
ز بس که توبه شکستم ، زهم گسسته رسیدم

هزار بار خمیدم ، هزار بار بریدم
ز پا نشسته ترینم ، ببین نشسته رسیدم

تمام آنچه شب قدر دادیم ز کفم رفت
دوباره در غل و زنجیر و دست بسته رسیدم

رسیده ام که بگویم قسم به راس حسینت
بخوان مصیبت سر را که سر شکسته رسیدم

تعداد بازديد : 178
سلام بر دم افطار و روضه های حسین
نویسنده حسین محسنات در شنبه 29 تير 1392 | نظرات()

سلام بر رمـــضــــان


سلام بر رمضان ماه آرزومنـدان

سلام بر سحرو آه و دیده ی گریان


سلام برشب قدرو شمیم عطر بهشت

سلام بر دل بی تاب ، روضه ی رضوان


سلام ماه مناجات ، ماه جود و سخا

سلام ماه دعا ماه رحمت و احسان


سلام بر دل مشتاق و حسرت دیدار

سلام بر گهر دیده ی امام زمان

 

سلام بر دم افطار و روضه های حسین

سلام بر عطش و ظهر گرم تابستان


سلام بر لب خشکی که تا ترک برداشت

سلام داد به لبهای شاه تشنه ابان


همان مام غریبی که در میان دو نهر

نداشت قطره ی آبی برای تازه جوان


همان شهی که درآن ظهربی کسی حتی

نداشت یاوری و گشت صید تیر و کمان


سپاه نیزه و شمشیر و یک تن بی جان

زدند بر بدنش ضربه های بی پایان


سری به نیزه بلند است خواهری آمد

رسید مادر پهلو شکسته لطمه زنان


کجاست پیرهنت مادرت به قربانت

سرت به نیزه تنت مانده بر زمین عریان


تعداد بازديد : 411
سلام بر ماه مناجات
نویسنده حسین محسنات در شنبه 15 تير 1392 | نظرات()
رمــضــــــــان آمــــــــــد

سلام بر ماه مناجات

نسیم دربدرم گرد راه آوردم
زشب سیاه ترم رو به ماه آوردم

دوباره توبه شکستم دلم پریشان شد
دوباره بر سـر دوشم گنــاه آوردم

به جرم خیره سری بنده را عذاب کنید
ولی بدان بدنی همچو کاه آوردم

دلم شکست دو چشمم دو ابر باران شد
زسینه ناله ای از جنس آه آوردم

در آستان کرم شرط مسئلت فقر است
تمام فقرم و رو سوی شاه آوردم

اگرچه لایق لطف تو نیستم اما
برای جلب نگاهت نگاه آوردم

همان گدای شب جمعه ام که کاسه بدست
بــه روضـه ی شـه بـی سـر پـنـاه آوردم

زدند سینه ی من را به نام عشق حسین
نـشــان نــوکــری بــارگــاه آوردم

شعر از حسین محسنات

تعداد بازديد : 438
طراحی و کدنویسی : ثامن تم
Template By : Samentheme.ir